دل نوشته هایی برای زهرا

امان از بغض شب های تنهایی

امان از شب … امان از بغض … امان از تنهایی …

بغضی از نبودنت ، از روزهای خوش بودنت و از زندگی در روز و شبهای بی تو 

نفسم بند می‌آید ، انگار سالهاست که مرده ام
شبیه معادله ای مجهول میان مرگ و زندگی …

و تمام ترسم از این است
که یک شب
بخواهی که به خوابم بیایی و من
همچنان به یادت
بیدار نشسته باشم … !
عزیزم ….

دسته :  دسته‌بندی نشده

دیدگاه ها