دل نوشته هایی برای زهرا

چقدر زود دیر میشود

همسر عزیزم

هنوز هم عاشقانه‌هایم را فقط برای تو می‌نویسم…

هنوز هم در ازدحام این لحظات بی تو بودن ، از لحظه لحظه ی با تو بودن حرف می‌زنم و هنوز هم براین باورم که عشق من به تو عشقی جاودانه است…

در این روزهای خاکستری پائیز ، باران را به نظاره نشسته ام … به بارانی که دیگر برایم شور و شوقی ندارد …

و می‌دانم که دارم ذره ذره تمام می‌شوم …

خدایا …

چقدر زود برای من دیر شد …

چقدر زود …

 

دسته :  دسته‌بندی نشده

دیدگاه ها

  • ارسال شده در نوامبر 4, 2017 10:56

    فتانه علیمرادی

    واقعا که چقدر زود دیر میشه ، تا چشم به هم میزنیم
  • ارسال شده در نوامبر 19, 2017 05:10

    hamsaramzahra

    باید زندگی را فهمید . باید زندگی کرد . باید برای آنکه دوستش داریم بمانیم چون خیلی زود دیر میشود.